جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1634
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
و ده هزار تن از ديگر مردم بود ؛ اين غير از هزاران كودك و زنى بود كه كشته شدند . اينك چند جمله از نامه او كه پس از پايان جنايت دردناكش در مدينه غمبار نگاشته است . در اين نامه ، مسلم به جنايات خود افتخار مىكند و نابكارى او زمانى آشكار مىشود كه اعمال خود را به اراده خداوند نسبت مىدهد : « به اميرالمؤمنين - كه خداوند او را نگه بدارد - خبر مىدهم : پس از آن كه اميرالمؤمنين در « وادى القرى » از لشكر ديدن كرد ، من از دمشق خارج شدم . مروان بن حكم نيز همراه ما بازگشت . مروان در مقابل دشمن ، ياور نيرومندى براى ما بود . خدا اميرالمؤمنين را گرامى بدارد . دربارهء مقام شايسته مروانبن حكم و خوش برخوردى و شجاعتش و حملاتى كه به دشمن اميرالمؤمنين كرد ، گمان نمىكنم كه به خواست خدا از نظر امام مسلمين و خليفه خدا دور بماند . خداوند لشكريان اميرالمؤمنين را به سلامت بدارد كه به هيچيك از آنان صدمهاى نرسيد . دشمنشان در برابر آنها حتى ساعتى مقاومت نكرد ، بهطورى كه پس از آنكه آنان را به هلاكت رسانديم ، نماز ظهر را در مسجد آنها خوانديم . غارت بزرگى كرديم ، شمشير در ميانشان گذاشتيم و به هر كسى كه برخورد مىكرديم ، او را مىكشتيم و فراريان را تعقيب مىكرديم و مجروحين را به قتل مىرسانديم . مدينه را طبق دستور اميرالمؤمنين - كه هميشه پيروز باد - سه روز غارت كرديم . . . شكر خداى را كه با كشتن مخالفين قديم و منافقين بزرگ ، قلبم تسلى يافت . زيرا آنان مدتها بود كه سركشى كرده و طغيان نموده بودند ! » اما رهبر جنايتكارانى كه از بنىاميه حمايت مىكردند ، حجاجبن يوسف است كه خود را مرد سرسخت و پيشتاز گردنهها معرفى كرده بود .